ای سبا سایه ی لطفت به سر ماست هنوز
عکس لبخند تو در خاطر ما جاست هنوز

از همان لحظه که عشقم ز نگاهت گل کرد
طفلکی دل که پر از شوق  تمناست هنوز

غمزه و فتنه ی چشمت دل ما را لرزاند
بدتر از بم تو بگو زلزله برپاست هنوز

من به شوق لب شیرین تو لب وا کردم
تلخ کامی مرا شهد تو حلواست هنوز

تو مگر لطف نمایی به من زاغه نشین
تیر مژگان تو را سینه سپرهاست هنوز